تبلیغات
چورس روستای تاریخی و گردشگری - مطالب شهریور 1395
چورس روستای تاریخی و گردشگری
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش راکنیم آباد


























ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
جشن  بزرگ  ولایت و امامت در تفرجگاه ایشیق بلاقی به ترتیب ذیل برگزار  شد:
1.قرائت آیاتی چند از قرآن مجید توسط برادر رضا رمضانی
2.پخش سرود ملی
3.خیر مقدم گویی شیخ یحیی ایوب زاده

4.برنامه ماهنی عاشیق محمد از خوی
5.مولودی خوانی، توسط مداح مطرح استانی، کربالایی حمید شبانی
6. اجرای نمایش طنز توسط گروه هنری ایشیق بلاقی چورس

7. سخنرانی
آقای دکتر کبیری نماینده محترم شهرستانهای چایپاره و خوی در مجلس شورای اسلامی
8پذیرایی
9.نور افشانی






ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
ساعت 5عصر روزسه شنبه عیدغدیرخم منتظر دوستان  باصفا در تفرجگاه ایشیق بلاقی دهکده توریستی برای جشن بزرگ ولایت هستیم.

ستادمراسمات  دهکده توریستی چورس







ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395
یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی استخدام کرد


کارگر ها موقع اذان نمازشونو می خوندند.

یه روز مهندس روسی بهشون اخطار داد که اگه موقع کار نماز بخونید آخر ماه از حقوقتون کم می کنم!

بعضیا از ترس این که حقوقشون کم نشه نماز رو بعد از کار میخوندن و بعضی هم همچنان اول وقت...

آخر ماه شد.

مهندس به اونایی که نماز اول وقت رو ترک نکردن بیشتر از حقوق عادی(ماهیانه)داد!

بقیه بهش اعتراض کردند که چرا به اینا حقوق بیشتری دادی؟!

گفت:اهمیت دادن این افراد به نماز و چشم پوشی از کسر حقوق نشون میده ایمانشون بیشتر از شماست.

این تیپ آدما هیچوقت در کار خیانت نمی کنند همون طور که به نمازشون خیانت نکردند.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 شهریور 1395

یاد ایام...........
نشسسته از راست.مجتبی شکوری.محمودموسی پور.مجیدصادقپور.مجید علیپور.مهدی حسن پور
ایستاده از راست.وحیدسلیمانی.شهروز حبیبی.اصلان حیدری.مهدی موسی پور.جوادنژادنجف



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 شهریور 1395

مرحوم حاج اکبر هلالی خیر بزرگوار چورسی
 اهدا کننده محل بیمارستان چورس

از راست آقایان:حسن هلالی/حسن علی اقدم


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395












ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 21 شهریور 1395

عید قربان، عید فداکارى، ایثار، قربانى، اخلاص و عشق و بندگى، مبارک باد

جلوه‌گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است

و فصل قرب مسلمانان به خداوند در سایه عبودیت

زندگی‌تان به زیبایی گلستان ابراهیم و پاکی چشمه زمزم
عید قربان پیشاپیش بر شما مبارک باد . . .




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : جمعه 19 شهریور 1395
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شوددر 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کنددر 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن 

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است....

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.
گابریل گارسیا مارکز


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : جمعه 19 شهریور 1395




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی

کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد.

 زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت.   یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد.

در آنجا رسم بود که افراد متشخص پس از صرف غذا پول غذا را روی میز می گذاشتند و می رفتند، معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که  این مبلغ اضافی بعنوان انعام به گارسون می رسید.

اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی که وسایل نقاشی اش در آن بود مدادی برداشت و پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس را روی آن کشید، بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد.

 گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید دست برد که آن را بردارد ولی متوجه شد که پولی در کار نیست و تنها یک نقاشی ست بلافاصله با عصبانیت دنبال کمال الملک دوید یقه او را گرفت و شروع به داد و فریاد کرد صاحب رستوران جلو آمد و جریان را پرسید.

گارسون بشقاب را به او نشان داد و گفت این مرد یک دزد و شیادست بجای پول عکس اش را داخل بشقاب کشیده صاحب رستوران که مردی هنر شناس بود دست در جیب برد و مبلغی پول به کمال الملک داد.   بعد به گارسون گفت رهایش کن برود.

 این بشقاب خیلی بیشتر از یک پرس غذا ارزش دارد. امروز این بشقاب در موزه ی لوور پاریس بعنوان بخشی از تاریخ هنری این شهر نگهداری می شود.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 16 شهریور 1395
کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد.
زنی در حال عبور او را دید و دلش سوخت، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت: مواظب خودت باش!
کودک پرسید: ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.
کودک گفت: می دانستم با او نسبتی دارید!


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
آقای دکتر کبیری نماینده محترم مجلس شورای اسلامی شهرستانهای چایپاره وخوی از طرح های عمرانی دهکده توریستی و تاریخی چورس بازدید نموده ودر بیانی بر پیگیری ادامه طرح بلوار چورس به شهر قره ضیاالدین  در آینده خیلی نزدیک اشاره نمودند.











ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
زبان ترکی آذربایجانی مانند سایر زبان‌های ترکی از نظرِ ساختاری زبانی التصاقی است. منظور از زبان التصاقی یا پس‌وندی این است که بن فعل در ابتدای واژه قرار می‌گیرد و با افزودن پسوندها حالت‌های فعل تغییر می‌کند. مثال: گل (بیا) گل‌دی (آمد)، گل‌دی‌لر (آمدند).
در زبان ترکی آذربایجانی امکان ساختن فعل و مصدر از اسم و صفت وجود دارد. مثال: قولاخ (گوش)، قولاخ‌لاماخ (گرفتن از گوشِ کسی برای تنبیه)؛ ال (دست)، ال‌له‌مک (ورز دادن)؛ سو (آب)، سولاماق (آب پاشیدن)؛ گؤزل (زیبا [صفت])، گؤزل‌لمه‌ک (به‌زیبایی ستودن)، یئیین (تند [صفت]) یئیین‌لمک (شتاب گرفتن)؛ گؤز (چشم)، گؤزلوک (عینک)، گؤزلوک‌چو (عینک‌ساز یا عینک‌فروش)، گؤزلوک‌چولوک (عینک‌سازی یا عینک‌فروشی). این ویژگی زبان‌شناختی، امکان گسترده‌ای برای افادهٔ روی‌دادها و افعال پدید می‌آورد تاآنجا که برخی از محققین شمار فعل را در زبان‌های ترکی و ازجمله آذربایجانی غیرقابل شمارش دانسته‌اند.
افعال در زبان ترکی تک‌جزئی و یک‌تکه هستند. ساختن فعل با استفاده از افعال معین یا افعال کمکی عمدتاً به افعالی منحصر است که از زبان عربی یا فارسی به ترکی آذربایجانی وارد شده‌اند. این ویژگی انعطاف‌پذیری قابل توجهی در زبان ترکی آذربایجانی برای ساختن واژه‌های جدید حتی با استفاده از وام‌واژه‌ها ایجاد می‌کند. مثال: تلفن، تلفن‌لاش‌ماق (ارتباط تلفنی برقرار کردن).
زبان ترکی از طرف زبانشناسان به عنوان سومین زبان قانونمند وتوانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از زبان شناسان بنام زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است. ● زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد ● حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و…. ● چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است. مانند آقا ، خانم ، سراغ، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، اردک، آرزو، سنجاق، دگمه، تشک، سرمه، فشنگ ، توپ ، تپانچه، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشگه، بقچه، چروک،….
برای بررسی میزان تأثیرگذاری زبان تركی بر زبانهای صاحب نام جهان كافیست به گزارش سال 2002 مؤسسه A.M.T تحت مدیریت برجسته ترین زبانشناسان اروپا و آمریكا نظری داشته باشیم. طبق این گزارش:
20% واژگان انگلیسی
40% واژگان ایتالیائی
17% واژگان آلمانی
10% از واژگان فرانسوی
از زبان تركی گرفته شده اند.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 14 شهریور 1395
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

با نهایت احترام و رعایت ادب و در کمال تواضع و ارادت و با عرض سپاس، بدین وسیله مراتب قدردانی و تشکر را از یکایک شما سروران، دوستان، آشنایان، بستگان ارجمندی که درمراسم تشییع، تدفین،مجالس ترحیم و یادبود
 شادروان کربلایی حسین اسماعیل نژاد

شرکت نموده و با ابراز همدردی، موجب تسلی خاطرمان شدید صمیمانه تقدیر و سپاسگزاری می‌نماییم.
از این که به علت تألمات روحی، توفیق تشکر حضوری میسر نشد، قلباً پوزش می‌طلبیم. 

امیدواریم خداوند بزرگ عنایت فرماید تا بتوانیم لطف و زحمات یکایک عزیزان را جبران نماییم.

از طرف علیرضا اسماعیل نژاد وخانواده مرحوم مغفور



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : شنبه 13 شهریور 1395

بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد.
پیشخدمت ناراحت شد.بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟پیشخدمت : من متعجب شدم ....


بخاطر اینکه در میز کناری پسر شما 50 دلار به من انعام داد در درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان روی زمین هستید فقط 5دلار انعام می دهید !


گیتس خندیدوجواب معنا داری گفت :او پسر پولدار ترین مرد روی زمینه و من پسر یک نجار ساده ام.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : شنبه 13 شهریور 1395

از ابتدای مهرماه سال جاری قرار است کاوش باستان شناسی مشترکی همراه با یک هیات اتریشی ایتالیایی از دانشگاه اینسبورگ اتریش و هیات ایرانی انجام گیرد.
اقداماتی که منجر به تحقق یافتن برنامه کاوش تپه چورس گردید:
 در خرداد ماه سال 1394 از طرف پژوهشکده باستان شناسی کشور دعوت به جلسه ای شدم که دو نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه اینسبورگ نیز حضور داشتند. ( لازم به ذکر است که مذاکره با این گروه جهت انجام کاوش در محوطه های اورارتویی شمال غرب ایران قبلا انجام شده بود ). در این جلسه هیات اتریشی اعلام کرد که تصمیم دارد یک بررسی کلی در شمال غرب ایران در حوزه استان های آذربایجان غربی و شرقی جهت انتخاب یک محوطه اورارتویی شاخص انجام دهد .
در این راستا هیات اتریشی همراه با افرادی از میراث آذربایجان شرقی از قلعه بسطام بازدید کردند. بعد از آن به اصرار بنده و آقای عباس اصغرزاده( دبیر شورای شهر که کارشناسی باستان شناسی هم دارد )، علی رغم مخالفت برخی از دوستان تبریزی، از تپه چورس نیز بازدید شد. نظر به اهمیت تپه آناقیزلی چورس در مطالعات باستان شناسی حوزه اورارتو ، این تپه بسیار مورد توجه هیات مذکور قرار گرفت. لازم به ذکر است که هیات اتریشی از آثار اورارتویی حوزه آذربایجان شرقی  هم بازدید کردند.

در تیرماه سال جاری در جلسه مشترکی که در پژوهشکده باستان شناسی همراه با هیات اتریشی برگزار شد برنامه های کاوش تپه چورس مرور شد و به جمعبندی رسید.
1. کاوش در تپه چورس در طول چهار سال به انجام خواهد رسید.
 2. در فصل اول پروژه که از ابتدای مهرماه سال جاری و به مدت بیست روز انجام خواهد شد، مطالعات ژئو مغناطیس قبل از برنامه کاوش انجام خواهد شد.
3. بررسی میدانی منطقه به منظور یافتن محوطه های اورارتویی انجام می شود.
 4. کاوش در سطح تپه آناقیزلی با ایجاد یک ترانشه 7* 7 متر انجام خواهد  بود.
اهمیت برنامه کاوش مذکور:
1. برای اولین بار بعد از انقلاب در شمال استان یک هیات خارجی اقدام به کاوش باستان شناسی می کند.
 2. حضور این هیات که با بودجه دانشگاه اینسبورگ انجام می گیرد از بعد جذب گردشگر و شناخت منطقه مهم ارزیابی می شود.
 3. پتانسیل های تاریخی منطقه که به دلایل مختلف نادیده گرفته شده است، مجال شناخت پیدا می کند.
 4. با خبری شدن این برنامه توجه مسئولین مختلف استانی و کشوری به پتانسیل های تاریخی منطقه بیشتر می شود.
5. انجام این برنامه می تواند منجر به افزایش میزان آگاهی و شناخت مردم بومی منطقه نسبت به ارزش های تاریخی خود گردد.

مصاحبه با دکتر شیرزاده، ریاست محترم میراث فرهنگی شهرستان چایپاره
تهیه وتنظیم:مهدی قصابی چورسی



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 11 شهریور 1395
گنجشک با خدا قهر بود . روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه می دارد ...

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خداییِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت …
های های گریه هایش ، ملکوت خدا را پر کرد.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ