چورس روستای تاریخی و گردشگری
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش راکنیم آباد

به گزارش روابط عمومی فرمانداری چایپاره، سرهنگ فرمانی فرمانده پلیس راه آذربایجان غربی و هئیت همراه درخصوص راه اندازی پلیس راه  درشهرستان چایپاره با مهندس اصغری فرماندار شهرستان دیدار وگفتگو کردند.
مهندس اصغری فرماندار شهرستان چایپاره دراین دیدار بیان نمودند که نقش و جایگاه پلیس راه در جاده‌ها در تامین امنیت، انضباط، آرامش و آسایش و کاهش تصادفات بر کسی پوشیده نیست وجا دارد از زحمات و اقدامات شبانه روزی نیروهای پلیس راه تقدیر و تشکر بعمل آید همچنین از اقدامات صورت گرفته توسط فرماندهی پلیس راه و همکارنشون نسبت به راه اندازی پلیس راه تقدیر و تشکر مینمایم که یکی از خواسته های مردم فهیم و شهید پرورچایپاره است و ان شاالله که بتوانیم خاطره خوشی برای مردم این شهرستان بجا بگذاریم.
سرهنگ فرمانی هم پس از بازدید از ساختمان پیشنهادی برای استقرار پلیس راه در دیدار با فرماندار شهرستان چایپاره بیان نمودند بیشتر کارهای اداری انجام گرفته شده و نیروهای لازم ، ماشین مورد نیاز نیز تامین شده و ان شالله با همکاریهای لازم  تا 22بهمن امسال شاهد راه اندازی پلیس راه در این شهرستان خواهیم بود.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : شنبه 30 دی 1396
حضرت داود به پیش پیغمبر عابدی که نامش خرقیل بودآمد
به او گفت ای خرقیل آیا تا به حال آیا هرگز فکر گناهی در سرت خطور کرده است ؟
خرقیل گفت : نه
هرگز خسته شده ای از عبادت کردن و از حالی که داری مغرور شده ای؟
خرقیل گفت : نه

هرگز میل دنیا و شهوات آن در فکرت آمده است؟
خرقیل گفت : بله گاهی به فکرم خطور می کند و هوسش در دلم می آید.
حضرت داود پرسید : چطور از این فکر از سر خود بیرون می کنی؟
خرقیل گفت : به داخل این غار می روم و از چیزی که در آنجا هست عبرت می گیرم.

حضرت داود درخواست کرد که به او نیز نشان دهد آنچیزی که داخل غار هست
پس با خرقیل به داخل غار رفتند
حضرت داود تختی را دید که بر روی آن استخوان های پوسیده ریخته است و کتیبه ای هست در کنار آن تخت
که بر روی کتیبه چنین نوشته بود :


منم" اروای بن شلم"

هزار سال پادشاهی کردم و هزار شهر بنا کردم و هزار دختر را ...و آخر کار من این شد

که خاک فرش من است و تکیه گاه من سنگ و مار و کرم همسایگان من هستند

پس هر کس که مرا می بینید فریب دنیا را نخورد


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
به گزارش روابط عمومی فرمانداری شهرستان چایپاره، جناب سرهنگ حسین زاده جانشین پلیس راه استان و جناب سرهنگ اسماعیل نژاد #چورسی رئیس پلیس راه ماکو با فرماندار شهرستان چایپاره دیدار کردند.
مهندس اصغری در این دیدار مسائل و مشکلات حوزه پلیس راه شهرستان را مطرح و با تاکید بر بر اینکه شهرستان چایپاره به عنوان یکی از شاهراه های مواصلاتی استان و کشور مطرح است بیان نمود که مجوزهای لازم گرفته شده ولی متاسفانه با بی مهری بعضی از مسئولین متاسفانه هنوز پلیس راه در شهرستان استقرار نیافته است وامید است که با تدابیر لازم این امر هرچه زودتر محقق گردد.  
در ادامه جانشین پلیس راه استان و مهندس اصغری از ساختمان آماده شده برای استقرار پلیس راه بازدید نمودند و سرهنگ حسین زاده ضمن تقدیر وتشکر از مهندس اصغری بابت پیگیریهای لازم جهت استقرار پلیس راه در شهرستان ، قول مساعدت دادند که بزودی شاهد استقرار پلیس راه در شهرستان چایپاره خواهیم بود.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
ثبت‌نام کنکور سراسری سال 97 از یکشنبه ( یکم بهمن ماه) آغاز می‌شود

داوطلبان می‌توانند از طریق سایت سازمان سنجش آموزش کشور اقدام کنند.

Image result for ‫				<br><br><b></b>
				<font style=
ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
فروش کارت شارژ اینترنت همراه اول ۱ ماهه
با حجم ۱ #گیگا_بایت + ۵۰ درصد حجم مازاد و هدیه فقط (۳۰۰۰ تومان)

نشانی :  پایین تر ازمسجد جامع روستای تاریخی چورس ؛ سوپر مارکت حسینی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
حکایت کرده اند که مردی الاغی خرید و پالان و خورجینی ، روی آن گذاشت و به همسرش گفت : " ای زن ، خوشحال باش که ما هم از امروز مَرکب داریم ، دیگر هرچه بخواهی از بازار شهر برایت می خرم ، حالا بگو چه می خواهی ؟ " زن خوشحال شد و از شوهر خواست که برای او میوه و پارچه و چیزهای دیگر بخرد . مرد به بازار رفت و ساعتی بعد مانده و ذله و با رنگ پریده برگشت . زن پرسید : " چی شد ؟ خندان رفتی و گریان برگشتی ؟ " مرد الاغش را گوشه حیاط رها کرد و گفت : " من دیگر به بازار نمی روم . "
زن گفت :" چرا ؟ مگر بازار شهر مار و عقرب دارد ؟ " مرد تکرار کرد : " گفتم که دیگر به بازار نمی روم ." زن نگران شد که چه شده و چرا شوهرش به بازار نمی رود . یک روز به او گفت : " امروز می خواهم با هم به بازار برویم . " مرد گفت : " حتی اگر تو هم به بازار بیایی ، من دیگر به آن جا نمی روم ". زن گفت : " چرا ؟ و آن قدر اصرار کرد تا عاقبت یک روز با هم راهی بازار شدند . نزدیک دهانه بازار ، مرد افسار الاغش را به تنه درختی بست و آنها داخل بازار شدند .
از چند دکان چیزهایی خریدند و خواستند سراغ الاغشان بروند که سر و صدایی شنیدند . نگاه کردند و دیدند که الاغ درمیان جمعیت بازار ، به این طرف و آن طرف می دود و مردم می خندند . الاغ در حال فرار به آدمها تنه می زد و چیزهایی را که دستشان بود ، به زمین می انداخت . بعضی ها هم داد می زدند : " این الاغ بی صاحب ، مال کیست ؟ " مرد هرچه را که خریده بود ، به همسرش داد و گفت : " همین جا باش تا من الاغ را بگیرم ." او این را گفت و در وسط بازار شروع به دویدن کرد . الاغ که از سر و صدای مردم وحشت کرده بود ، تندتر از مرد می دوید . مرد آن قدر دنبال الاغ رفت تا آن را گرفت و برگشت .
وقتی کنار همسرش رسید ، به او گفت : " دیدی چه شد ؟ فهمیدی برای چه به بازار نمی آمدم ؟ " زن خیلی خونسرد گفت : " این که چیزی نیست ، تازه همه اش تقصیر تو بود ." مرد گفت : " تقصیر من ؟ " زن گفت : " بله ، نه بازار تقصیری داشت ، نه الاغ زبان بسته، الاغ هرکس ممکن است فرار کند و مردم بخندند ، ولی تو بلد نیستی . " مرد با تعجب پرسید : " چی بلد نیستم ؟ " زن گفت : " بستن الاغ را . افسار الاغ را محکم ببند . مگر نشنیده ای که می گویند : " اگر خواهی که بر ریشت نخندند بفرما تا خرت محکم ببندند . "
از آن پس اگر کسی کارهایش را از همان آغاز درست انجام ندهد و باعث شود که مردم او را سرزنش کنند ، این ضرب المثل حکایت ِ حال او می شود .


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
به گزارش روابط عمومی فرمانداری چایپاره، مهندس نقی زاده مدیرکل محترم کار، تعاون ورفاه اجتماعی استان آذربایجان غربی و هئیت همراه با مهندس اصغری فرماندار چایپاره در محل این فرمانداری دیدار کردند.
مهندس اصغری در این دیدار بیان نمودند اگربخواهیم وضعیت اقتصادی کشورهای دنیا یه نگاه گذرا داشته باشیم پارمترهای مختلفی برای توسعه هرکشور لازم می باشد که یکی ازپارامترهای برنامه ریزی برای توسعه هرکشوربحث اشتغال ورفع بیکاری آن کشوراست. باتوجه به اینکه ما ظرفیت های خوبی داریم هم در نیروی انسانی، علمی واینقدر پیشرفت های علمی داریم چرا این مشکل اقتصاد کشور را نمیتوانیم حل کنیم و اقتصاد کشور دچاربحران شده به اعتقاد ما فقط میتواند یک جواب داشته باشد و آن هم این است که ضعف مدیریتی وبرنامه ریزی داریم. ما اگر بتوانیم مدیریت وبرنامه ریزی را به درستی انجام بدهیم نه تنها بیکاری وجود نخواهد داشت وضع اشتغال هم به حد کافی خواهد بود. درحوزه شهرستان چایپاره در رابطه با اشتغال کارهای خوبی انجام گرفته است والبته با این همه برای شهرستان کافی نیست و باید از این بالاتر کارهای را انجام بدهیم تا شایسته مردم این شهرستان باشد. نرخ بیکاری درسال 93 در شهرستان چایپاره بالغ بر 13 درصد بود و امسال به 7درصد رسیده شاید در شهرستان مملوس نباشد اما براساس آماری که اداره کاروتعاون و رفاه سازمان برنامه بودجه داده است این اتفاق افتاده است.

در ادامه مهندس اصغری به بحث طرح اشتغال پایدار، اشتغال فراگیر، طرح کارورزی و طرح تعاون روستا در شهرستان چایپاره اشاره کرد وخواستارتسریع در این امر درشهرستان چایپاره شد.
در این دیدار مهندس نقی زاده مدیرکل محترم کار، تعاون ورفاه اجتماعی بیان نمودند که درحوزه اشتغال فراگیر و اشتغال پایدارروستایی و عشایری سامانه کارا راه اندازی شده است وکسانی که متقاضی درخواست اعتبارات برای ایجاد بنگاهای جدید یا تکمیلی را دارند میتوانند در این سامانه ثبت نام کنند تا بتوانند از این اعتبارات استفاده کنند وشاهد اشتغال زایی در شهرستان چایپاره باشیم. در بحث اشتغال پایدار وعشایری هم بخشی از اعتبارت به بعضی از بانکها ابلاغ شده و ان شالله در عرض یک هفته تقسیم بندی شهرستانها را انجام خواهیم داد تا فرمانداران محترم ودستگاههای اجرای بتوانند براساس اعتبار تائید شده نسبت به پرداخت اقدام کنند همچنین درادامه مهندس نقی زاده سهم مشاغل خانگی شهرستان چایپاره را تعیین نمودند و گفتند جوانانی که در این حوزه قصد دراند اشتغال ایجاد کنند وخویش فرما شوند میتوانند از این اعتبارات بهره مند گردند.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
می گویند بوذرجمهر همیشه این پادشاه را به سحرخیزی نصیحت می کرد و خودش هم صبح زود می آمد؛ شاه هم خوشش نمی آمد که به این زودی بیاید؛ آخرش گفت من یک نقشه ای می کشم که این دیگر مزاحم نشود.

به افرادش گفت هنگام سحر که او از خانه اش بیرون می آید و حرکت می کند، شما بروید تمام لباس های او را و هرچه دارد از وی بگیرید که او دیگر این کار را نکند.


همین کار را کردند. بین راه، هنوز هوا تاریک بود، او را گرفتند، لختش کردند، پول ها و لباس هایش را گرفتند و رهایش کردند. مجبور شد به خانه برگردد، لباس دیگر بپوشد، آماده بشود و بیاید.

آن روز دیرتر از روزهای دیگر آمد. شاه از او پرسید تو چرا امروز دیر آمدی؟

گفت: امروز حادثه ای برایم پیش آمد. حادثه چیست؟ من با دزد برخورد کردم و دزد مانع شد، چنین و چنان کرد، رفتم خانه و بالأخره یک ساعت تأخیر شد.


گفت جنابعالی که می گفتید: «سحرخیز باش تا کامروا باشی!»، چطور شد؟

بوذرجمهر در پاسخ گفت: دزد از من سحرخیزتر بود!


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 دی 1396
یکی از اساتید حوزه نقل میکرد میگفت:روزی یکی از شاگرداش بهش زنگ میزنه که فورا استاد واسش یه استخاره بگیره استاد هم استخاره میگیره وبهش میگه:بسیار خوبه معطلش نکن و سریع انجام بده.
چند روز بعد شاگرد اومد پیش استاد وگفت:
میدونید استخاره رو برا چی گرفتم؟

استاد:نه!!!
شاگرد:تو اتوبوس نشسته بودم
دیدم نفر جلوییم، پشت گردنش خیلی صافه وباب زدنه؛
هوس کردم یه پس گردنی بزنمش.
دلم میگفت بزن. عقلم میگفت نزن هیکلش از تو بزرگتره میزنه داغونت میکنه.
خلاصه زنگ زدم واستخاره گرفتم وشما گفتین فورا انجام بده.
منم معطل نکردم وشلپ زدمش.

انتظار داشتم بلند شه دعوا راه بندازه امایه نگاهی به من انداخت وگفت استغفرالله.
تعجب کردم گفتم:ببخشید چرا استغفار؟!؟!؟!
گفت:چند دقیقه پیش از کنار یه امامزاده رد شدیم یه لحظه به ذهنم خطور کرد که این امامزاده ها الکی هستن ودکان باز کردن که پول جمع کنن.
به خدا گفتم:ای خدا،اگه اشتباه میکنم یه پس گردنی بهم بزن.
تااین درخواستو کردم تو از پشت سر محکم به من زدی!!!


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
1_ اصل شناسنامه وکارت ملی
2_ مدرک تحصیلی وکارت پایان خدمت (درصورت وجود)
3_ کد بیمه درصورت وجود

4_ مدرک بیانگر تحت نهادحمایتی ( کمیته امداد وبنیادایثارگران وشهدا وبهزیستی)
5_ قبض تلفن
6_ مدارک پزشکی ودرمانی درصورت وجود


#اطلاعات مورد نیاز جهت ثبت نام
ادرس دقیق
تلفن ثابت وهمراه
کدپستی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
شش عضو بدن یک نوجوان ۱۴ ساله چایپاره ای به بیماران نیازمند جان تازه بخشید.

مهدی باقری اهل و ساکن شهرستان چایپاره
در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) ارومیه بستری بود
که پس از تأیید مرگ مغزی، با رضایت خانواده،
قلب، کبد، کلیه­ ها، روده باریک، پانکرانس وی برای پیوند
در افراد نیازمند در بیمارستان های تهران، شیراز و ارومیه منتقل شد.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 دی 1396
حواریون به عیسے گفتند:

ای معلم خوب به ما بیاموز که  #سخت ترین چیزها در عالم چیست؟


فرمود: سخت ترین چیز خشم خداوند بر بندگان است.

گفتند: به چه وسیله می توان از خشم خداوند در امان بود؟


فرمود: به فرو بردن #خشم خود
پرسیدند: منشأ خشم چیست؟


پاسخ داد:
خود بزرگ بینی، گردن کشی و تحقیر مردم. 


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 دی 1396
من از طوفان می ترسم من از ریشه در امدن را دوست ندارم من خشک شدن را نمی خواهم
مهربانم می دانم مواقعی پیش می اید که از زجه هایم خسته شوی ولی ایمان دارم مرا پس نمی زنی

خدایا ریشه ام را محکم کن
مرا قوی کن ایمانم را راسخ کن

یاورم جانا طوفان زندگیم را به یک نسیم صبح گاهی مبدل کن
من نسیم را دوست دارم وزشش مانند نوازشهایت است

لطفت را بیشتر کن
نازنینم دوستت دارم




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
استاد صفرعلی یوسفی اقدم متخلص به (شاهباز) در سال ۱۳۲۵ در روستای الهوردی كندی شهرستان چایپاره دیده به جهان گشود و یكی از شاعران معروف و به نام شهرستان محسوب میشود.
از اوایل جوانی به كشاورزی در روستا مشغول بود و از این راه امرار معاش مینمود بهمین خاطر نتوانسته بود ادامه تحصیل بدهد ایشان از سنین نوجوانی علاقه خاصی به آهنگهای آشیقی و شعرهای فولكولور داشت واز همان زمان سرودن شعرهای فولكولور در وجود ایشان جرقه زد با اینكه او بیسواد بود ولی طی سالها فعالیت در عرصه شعر مقامها وتقدیرنامه های متعددی در سطح استان در كارنامه خود ثبت نمود و هم اكنون یكی از آثارش به نام (فلك لر یاندی آهیمدان) آماده چاپ بود ولی متاسفانه اجل مهلت نداد
و به دیار باقی پر كشیدند، جا دارد اضافه كنم كه زمانیكه خبر فوت استاد را از بیمارستان به منزلشان رساندند دختر ایشان از شدت ناراحتی به جدایی از پدرش تحمل نمیكند و دار فانی را وداع میگوید كه در نهایت در مرداد ماه سال ٩١ استاد شاهباز و دخترش را در یك روز در روستای الهوردی كندی زادگاهشان به خاك سپرده شدند.
كتاب فلك لر یاندی آهیمنان كه به كوشش استاد چنگیز جعفری همشهری هنرمندمان گردآوری شده است و متاسفانه عمر استاد شهباز كوتاه بود و كتاب مجموعه اشعارش را ندیده از دنیا رفت.
روحش شاد و یادش گرامی باد.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
بــا ســلــامــ
ســنــجــش بــیــنــایــے ڪــودڪــان ۳ تــا ۶ ســال بــا دســتــگــاه غــربــالــگــریــ
مــڪــان:مــدرســه ابــتــدایــے ودخــتــرانــه ســمــیــه (خــانــم عــلــیــپــور )
زمــان:روز ســه شــنــبــه ۱۳۹۶/۱۰/۲۶ ســاعــت ۱۰ صــبــحــ

بــا در دســت داشــتــن شــنــاســنــامــه ڪــودڪــتــان در مــدرســه حــضــور داشــتــه بــاشــیــد
هزیــنــه ســنــجــش بــراے ڪــودڪــان ۳ تــا ۶ ســال  ۳۵۰۰ تــومــان مــیــبــاشــد.
ڪــودڪــانیــڪــه در ســال ۹۶ ســنــجــش نــشــده انــد حــتــمــا مــراجــعــه ڪــنــنــد چــرا ڪــه در ســایــت ســنــجــش بــیــنــایــے ڪــشــورے اطــلــاعــاتــشــان ثــبــت خــواهد شــد.

باتــشــڪــر حــســن نــژاد مــجــرے طــرح ســنــجــش بــیــنــایــے(مــجــتــمــع خــدمــات بــهزیــســتــے نــور)
۳۶۷۲۷۸۸۸شــمــاره تــمــاس مــجــتــمــع


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
با افتخار قهرمانی استانی در رشته کونگ فو تو آ .را
به قهرمان #چورسی آقای رضا قاضی نژاد ،
خانواده محترم واهالی بافرهنگ چورس تبریک عرض مینمایم .



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin