چورس روستای تاریخی و گردشگری
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش راکنیم آباد

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 28 اسفند 1397
مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .

وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و ازدرب دیگر دعوت شدگان.

ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.

در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.

ملا طبعا از درب دومی وارد شد.

ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود. !!!

این داستان حکایت زندگی ماست.

  

کسانی را به زندگی مان دعوت می کنیم(رابطه هایی را آغاز می کنیم) اما وقتی متوجه می شویم از آنها چیزی عایدمان نمی شود ، رابطه را قطع و افراد را به حال خودشان رها می کنیم.

روابط عاطفی ما چیزی بیشتر از الگوی حاکم بر مناسبات تجاری و اقتصادی نیست. عشق بر مبنای ترس و ضعف محاسبه گراست. اگر محبتی می کنیم توقع جبران داریم دوست داشتن های ما قید و شرط و تبصره دارد.حساب و کتاب دارد .

اگر کسی را دوست داریم به خاطر این است که لیوان نیازمان پر شود .اگر رابطه ای سود آور نباشد آن را ادامه نمی دهیم.

چه ستمگر است انکه از جیبش به تو می بخشد، تا از قلب تو چیزی بگیرد


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 27 اسفند 1397
پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند از وی پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟

پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم: ای دوستان، چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال های زندگی خود را به جمع ثروت و سیم و طلا می گذرانید، در حالیکه آنگونه که باید و شاید در تعلیم و تربیت اطفالتان که مجبور خواهید شد ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همت نمی گمارید؟!



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 26 اسفند 1397
ایاز، غلام شاه محمود غزنوی (پادشاه ایران) در آغاز چوپان بود. وقتی در دربار سلطان محمود به مقام و منصب دولتی رسید، چارق و پوستین دوران فقر و غلامی خود را به دیوار اتاقش آویزان کرده بود و هر روز صبح اول به آن اتاق می‌رفت و به آنها نگاه می‌کرد و از بدبختی و فقر خود یاد می‌‌آورد و سپس به دربار می‌رفت. او قفل سنگینی بر در اتاق می‌بست. درباریان حسود که به او بدبین بودند خیال کردند که ایاز در این اتاق گنج و پول پنهان کرده و به هیچ کس نشان نمی‌دهد. به شاه خبر دادند که ایاز طلاهای دربار را در اتاقی برای خودش جمع و پنهان می‌کند. سلطان می‌دانست که ایاز مرد وفادار و درستکاری است. اما گفت: وقتی ایاز در اتاقش نباشد بروید و همه طلاها و پولها را برای خود بردارید.


نیمه شب، سی نفر با مشعل‌های روشن در دست به اتاق ایاز رفتند. با شتاب و حرص قفل را شکستند و وارد اتاق شدند. اما هرچه گشتند چیزی نیافتند. فقط یک جفت چارق کهنه و یک دست لباس پاره آنجا از دیوار آویزان بود. آنها خیلی ترسیدند، چون پیش سلطان دروغزده می‌شدند.

  
وقتی پیش شاه آمدند شاه گفت: چرا دست خالی آمدید؟ گنجها کجاست؟ آنها سرهای خود را پایین انداختند و معذرت خواهی کردند.سلطان گفت: من ایاز را خوب می‌شناسم او مرد راست و درستی است. آن چارق و پوستین کهنه را هر روز نگاه می‌کند تا به مقام خود مغرور نشود. و گذشته اش را همیشه به یاد بیاورد


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
به گزارش چورس نیوز، دومین جلسه کمیته راهبری سرمایه گذاری شهرستان باموضوع بررسی مکان جدید شهرک صنعتی به ریاست محمدی ایروانلو فرماندار و با حضور عبدیلی مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی استان ،هئیت همراه و ادارات مربوطه در سالن جلسات فرمانداری برگزارشد.

بنا به این گزارش محمدی ایروانلو ضمن تقدیر وتشکر از حضور عبدیلی و هیئت همراه در شهرستان گفت، یکی از مشکلات شهرستان نبود شهرک صنعتی است که باید با برنامه ریزی مناسب شهرک صنعتی جدید شهرستان به بهره برداری برسد که مراحل اولیه برای ایجاد شهرک    50 هکتاری انجام گرفته است.

فرماندار چایپاره در ادامه  با اشاره به موقعیت جغرافیایی شهرستان گفت، چایپاره با توجه به قرارگرفتن در کنار جاده بین الملی و نزدیکی به مرز و ظرفیت های  بالا میتواند با ایجاد شهرک جدید سرمایه گذاران خوبی را برای شهرستان جذب کند و باعث رونق اقتصادی، پیشرفت وآبادانی چایپاره گردد.

عبدیلی مدیرعامل شرکت شهرک های صنعتی استان هم در این جلسه ضمن تقدیر وتشکر از فرماندار چایپاره جهت پیگیریهای مداوم در خصوص احداث شهرک صنعتی جدید در شهرستان چایپاره گفت،  بعضی از مشکلات موجود از طرف شهرستان زودتر حل گردد تا با نظر گرفتن اعتبارات در سال 98 بتوانیم مراحل اولیه شهرک صنعتی جدید را اجرایی کنیم و سرمایه گذارن خوبی به این شهرستان جذب کنیم.

همچنین در این جلسه مصوبات اولین جلسه مورد بحث وبررسی قرارگرفت و تصمیمات لازم در این مورد اتخاذ گردید.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : جمعه 24 اسفند 1397
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکى غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجودى پستاندار
عظیم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسید: پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ

نمى‌تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکى غیرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 23 اسفند 1397
پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند از وی پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟

 

پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم: ای دوستان، چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال های زندگی خود را به جمع ثروت و سیم و طلا می گذرانید، در حالیکه آنگونه که باید و شاید در تعلیم و تربیت اطفالتان که مجبور خواهید شد ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همت نمی گمارید؟!



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی





ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی

در یکی از روستاهای آمریکا بزرگ شد و تنها ٢ مهارت داشت، دوشیدن شیر گاو و علف زنى!

در سن 25 سالگی در حالى که اوضاع مالى بسیار بدى داشت، یک روز با دختر کلوچه‌فروشی برخورد کرد. دختر کلوچه‌فروش با چهره‌اى معصوم از او خواست تا کلوچه بخرد، فقط ٢ دلار: “2 دلار که پولى نیست، خواهش می‌کنم بخرید…”

جیم ران دلش به حال او سوخت و تصمیم گرفت بخرد، اما ناگهان به یاد آورد که ٢ دلار هم ندارد…

چاره‌اى نداشت جز این‌که دروغ بگوید
دختر کوچولوى کلوچه‌فروش با ناامیدى تشکر کرد و رفت…

جیم بعد از آن بسیار ناراحت بود و فکر می‌کرد، مدام خود را سرزنش می‌کرد که: “چرا؟ چرا نباید ٢ دلار داشته باشم؟! من دوست داشتم دل آن دختر را شاد کنم، چرا ٢ دلار نداشتم؟

در همان حال که با خود حرف می‌زد ناگهان تصمیمى گرفت و با نداى بلند اما از درون فریاد زد: “من دیگر نمی‌خواهم به این شکل زندگى کنم که به خاطر ٢ دلار مجبور باشم دروغ بگویم”

در ملاقات با مردی به اسم “شوف” زندگیش متحول شد، شوف فقط این سوالات را از جیم پرسید:
شوف: چقدر پول در 5 سال گذشته پس‌انداز کرده‌ای؟
جیم: صفر…

شوف: پس دوباره 5 سال گذشته را تکرار نکن. بیشتر روی خودت کار کن تا در شغلت!
اگر سخت به شغلت مشغول باشى فقط می‌توانی گذران زندگی کنی، که خب بد هم نیست، ولی اگر سخت روی خودت کار کنی، می‌توانی ثروت عظیمى بسازی که خیلی بهتر است…

جیم شروع به کسب مهارت در فروش و فروشندگی کرد. مهارت بعدی که خود جیم ران می‌گوید ثروت زیادی از این طریق به دست آورد و ثروت و درآمدش را چندین برابر کرد این بود:
“یاد گرفتم چگونه آدم‌ها را در کنار یکدیگر جمع کنم و به آن‌ها یاد بدهم در کنار هم کار کنند.”



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 اسفند 1397

در سطح محوطه، بقایای فرهنگی فراوانی از جمله سفال، ابزار سنگی و قطعات آجر دیده می شود که نشانگر تسلسل فرهنگی و دوام سکونت جوامع انسانی در محل است. علاوه بر این، در بخش هایی از سطح محوطه آثاری از قبرستان ارامنه دیده می شود که می تواند یادگاری از دوره ای که ارامنه در منطقه زندگی می کردند، باشد.

از آثار دیگر اورارتوها در منطقه می توان به قلعه بزرگ و قلعه ملاجنید اشاره کرد که این دو محوطه در شرق روستای چورس قرار گرفتند. قلعه ملاجنید و قلعه بزرگ بعد از دوره اورارتوها، در دوران اسلامی نیز مورد سکونت واقع شده است. امروزه در محل قلعه ملاجنید آثار یک برج سنگی و در قلعه بزرگ، بخش هایی از دیوار دفاعی خشتی باقی مانده است.

از دیگر آثار تاریخی روستای چورس می توان به مسجد سرخ، بنای یخچال و حمام قدیمی اشاره کرد. امروزه بنای مسجد مرمت شده و بنای یخچال نیز جزو اولویت های میراث فرهنگی برای مرمت قرار دارد. اما حمام قدیمی روستا تخریب شده و بر روی آن بنای جدیدی ساخته شده است. البته در داخل روستای چورس آثاری از عمارت خان وجود دارد که به دلیل متروکه ماندن، بخش های مختلف آن تخریب شده و از میان رفته است.

از بناهای دیگری که در کتب مختلف و سفرنامه ها آمده، اثری دیده نمی شود. به نظر می رسد، بخش عمده ای از این آثار در زیر خانه های امروزی روستاییان و زمین های اطراف روستا قرار گرفته باشند. محل اردوی عباس میرزا شاهزاده قاجاری در جنوب روستای چورس و مکان موسوم به سوسمارها از دیگر جاذبه های توریستی روستا هستند.

روستای چورس در کنار جاذبه های تاریخی و باستانی، به دلیل داشتن منابع آب فراوان و شرایط زیست محیطی مساعد، همه ساله در فصول بهار و تابستان پذیرای خیل عظیمی از مردمی است که برای گذراندن اوقات فراغت و استرحت به این روستا و نواحی اطراف آن می آیند. وجود چشمه های متعدد آب در داخل روستا و نواحی پیرامونی آن یکی از جاذبه های طبیعی چورس محسوب می شود. چشمه معروف شیخ بلاغی شهرت بالایی در سطح منطقه دارد.

علاوه بر این، در اطراف روستا، درختان و باغات مختلفی وجود دارند که بر زیبایی روستای چورس و طراوت آن می افزایند. در غرب روستا، دره موسوم به احسان خان دره سی منظره بسیار زیبایی را ایجاد کرده است.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 اسفند 1397

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.

 

آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:


عالی بود پدر! پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر! و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.


ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آنها ستارگان را دارند.


حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد : متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 اسفند 1397

یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود:

دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت! شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ۱۰ صبح در سالن اجتماعات برگزار می‌شود دعوت می‌کنیم!
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکی از همکارانشان ناراحت می‌شدند، اما پس از مدتی کنجکاو می‌شدند که بدانند کسی که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره می‌شده که بوده است.
این کنجکاوی تقریباً تمام کارمندان را ساعت ۱۰ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد می‌شد، هیجان هم بالا رفت. همه پیش خود فکر می‌کردند این فرد چه کسی بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هرحال خوب شد که مرد!

کارمندان در صفی قرار گرفتند و یکی یکی از نزدیک تابوت رفتند و وقتی به درون تابوت نگاه می‌کردند ناگهان خشک‌شان می‌زد و زبان‌شان بند می‌آمد.
آینه‌ای درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه می‌کرد، تصویر خود را می‌دید. نوشته‌ای نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
تنها یک نفر وجود دارد که می‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسی نیست جز خود شما. شما تنها کسی هستید که می‌توانید زندگی‌تان را متحول کنید. شما تنها کسی هستید که می‌توانید بر روی شادی‌ها، تصورات و موفقیت‌های‌تان اثر گذار باشید. شما تنها کسی هستید که می‌توانید به خودتان کمک کنید.
زندگی شما وقتی که رئیس‌تان، دوستان‌تان، والدین‌تان، شریک زندگی‌تان یا محل کارتان تغییر می‌کند، دستخوش تغییر نمی‌شود. زندگی شما تنها فقط وقتی تغییر می‌کند که شما تغییر کنید، باور‌های محدودکننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسی هستید که مسئول زندگی خودتان هستید.
مهم‌ترین رابطه‌ای که در زندگی می‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیز‌های از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌های زندگی خودتان را بسازید. دنیا مثل آینه است.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
برگزاری جلسه هماهنگی انتخاب پیمانکار آسفالت روستای چورس با حضور دانیالی بخشدار مرکزی، مهندس عبدالله زاده رئیس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی، دهیار، اعصای شورای اسلامی روستای چورس و پیمانکار در دفتر بخشداری مرکزی



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
 سرپرست مرکز برنامه‌ریزی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش از ساماندهی نیرو‌های انسانی با اشاره به رایزنی با سازمان اداری استخدامی برای اخذ مجوز آزمون استخدامی، تصریح کرد: مرجع رسمی ورود به آموزش و پرورش دانشگاه‌های فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی است که برنامه‌ریزی برای جذب نیرو در این دانشگاه‌ها برای سال آینده را در نظر گرفته ایم و این موضوع جدا از برگزاری آزمون استخدامی است، دوره‌های آموزشی آن در این دو دانشگاه برگزار ‌می شود.

 مجوز استخدامی برای 55 هزار نفر در نظر گرفته شده است که بخش عمده آن متعهدین خدمت در دوره 4 ساله و بخش دیگر از طریق آزمون استخدامی و اساسنامه ماده 28 خواهد بود.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
بنا به گزارش چورس نیوز ، دانیالی بخشدار بخش مرکزی برای آشنایی و بررسی مسائل و مشکلات، دغدعه های اهالی، ظرفیت توسعه روستا و پروژه های عمرانی اجراء شده ، روز چهارشنبه مورخه 97/12/15 عازم روستای قره کهریز از توابع دهستان بسطام شد و از نزدیک با اهالی دیدار و به بررسی مسائل و مشکلات این روستا پرداخت.

دانیالی در ابتدا با حضور در منزل خانواده شهید والا مقام زینالی با آنان دیدار و از صبر و شکیبائی این خانواده تجلیل نمود. سپس به همراه اعضای شورای اسلامی،،
 دهیار و کارشناس توانبخشی اداره بهزیتسی شهرستان در منزل یکی از  خانواده های تحت پوشش بهزیستی ساکن در روستا حضور و مشکلات این خانواده بررسی و تاکید لازم برای حل مشکل این خانواده انجام گرفت. 
 در ادامه بعد از بازدید از طرحهای عمرانی اجراء شده توسط دهیاری قره کهریز در نشستی چهره به چهره در محل مسجد روستا مسائل و مشکلات عمده روستا توسط دهیار و اهالی مطرح گردید.
 در خاتمه دانیالی بخشدار بخش مرکزی طی سخنانی اعلام کرد که هدف ما از حضور در روستاها دیدار چهره به چهره با اهالی محترم روستاها می باشد. در این راستا امروز در خدمت شما روستائیان زحمت کش و عزیز قره کهریز هستیم و تمام تلاش مجموعه فرمانداری محترم و بخشداری مرکزی این خواهد بود که در راستای کاستن از دغدغه ها و مشکلات شما بزرگواران تلاش کنیم و قطعا مشکلات مطرح شده در این نشست علی الخصوص موضوع تخصیص آب به اراضی روستا از سد آغچای ، احداث دیواره ساحلی و بهره مندی از گاز خانگی در بخشداری جمع بندی و از ادارات متولی پیگیری خواهد شد. قطعا اگر زمینه لازم و مساعد برای اهالی روستاها از جمله روستای قره کهریز فراهم نباشد موج مهاجرت به شهرهای اطراف بویژه شهر قره ضیاءالدین افزایش خواهد یافت و روستاها به مرور زمان خالی از سکنه می گردد و تولیدات کشاورزی و دامی در روستاها از بین خواهد رفت در این راستا تامین آب کشاورزی برای روستاهای بالادست سد آغچای از جمله روستای قره کهریز ضروری به نطر می رسد.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی

سومین جلسه کمیته انطباق مصوبات شوراهای اسلامی روستاهای بخش مرکزی شهرستان چایپاره با حضور نجاتی دادستان عمومی انقلاب شهرستان، دانیالی بخشدار بخش مرکزی، خانم ولیزاده نماینده شورای شهرستان و سایر اعضاء در محل بخشداری مرکزی برگزار گردید.

در این جلسه مصوبات ارسالی شوراهای اسلامی روستاهای بخش مرکزی از حیث عدم مغایرت با قوانین و مقررات بررسی شد.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : جمعه 17 اسفند 1397
نتیجه تصویری برای یاد ایام چورس

ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 16 اسفند 1397
جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.

جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟...


زاهد گفت: مال تو کجاست؟

جهانگرد گفت:من اینجا مسافرم.

زاهد گفت: من هم.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو