چورس روستای تاریخی و گردشگری
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش راکنیم آباد

مرتبه
تاریخ : جمعه 31 خرداد 1398
آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید

تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت

وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1398
بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار میداد.

حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.

زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد. اما...  بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.

زندانیان به مرگ طبیعی میمردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند‏ و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.


دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:

 ‏در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده میشد، نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند.

هرروز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده اند یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکرده اند را تعریف کنند.

هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.

تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.

با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.

با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.


این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1398
مجلس عروسی یکی از بزرگان بود و ملا نصرالدین را نیز دعوت کرده بودند .

وقتی می خواست وارد شود، در مقابل او دو درب وجود داشت با اعلانی بدین مضمون: از این درب عروس و داماد وارد می شوند و ازدرب دیگر دعوت شدگان.

ملا از درب دعوت شدگان وارد شد.

در انجا هم دو درب وجود داشت و اعلانی دیگر : از این درب دعوت شدگانی وارد می شوند که هدیه آورده اند و از درب دیگر دعوت شدگانی که هدیه نیاورده اند.

ملا طبعا از درب دومی وارد شد.

ناگهان خود را در کوچه دید،همان جایی که وارد شده بود. !!!

این داستان حکایت زندگی ماست


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1398
دیابتی ها با این فرمول غذا بخورند
یکی از روش های کاهش قند خون رژیم غذایی سالم است. به طور کلی غذاها و نوشیدنی‌هایی که به کندی جذب بدن می‌شوند، بهترین انتخاب برای کنترل قند خون بالا هستند چرا که با مصرف آن‌ها فرد دچار افزایش یا افت قند خون نمی‌شود.

به گزارش چورس نیوز انتخاب نوع رژیم غذایی سالم و مناسب، یکی از دغدغه‌های بیماران مبتلا به دیابت است. این مسأله برای فرد مبتلا به دیابت به طور کامل به خود شخص بستگی دارد.

 
در این اینفوگرافی که بر اساس گزارش سایت دیابت انگلیس تهیه شده، به هفت توصیه غذایی مهم برای این بیماران اشاره شده است.
 

(اینفوگرافیک) چند توصیه غذایی برای افراد دیابتی

 



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
 به گزارش روابط عمومی بخشداری مرکزی شهرستان چایپاره اولین جلسه کمیته تطبیق مصوبات واصله از شوراهای اسلامی روستاهای بخش مرکزی با حضور نجاتی دادستان عمومی و انقلاب اسلامی، دانیالی بخشدار بخش مرکزی، خانم ولیزاده عضو شورای شهرستان و آقایان باقری و اصغرنژاد کارشناسان امور شوراها و دهیاریها در محل بخشداری مرکزی تشکیل گردید.

در این جلسه تمامی مصوبات واصله از شوراهای اسلامی از حیث تطابق با قوانین و مقررات موضوعه مورد بحث و بررسی قرار گرفتند



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1398

تصویر خبر
برگزاری جلسه شورای زکات باحضور امام جمعه، معاون فرماندار ، بخشداران، رئیس کمیته امداد و دهیاران در مورد نحوه جمع آوری زکات فطریه و کفارات


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی

به گزارش چورس نیوز محمدی ایروانلو فرماندار چایپاره به همراه مدیریت آموزش و پرورش شهرستان ازمراحل ساخت مدرسه شبانه روزی و مدرسه 6کلاسه خیرساز مرحوم جوادپور در سطح شهر بازدید نمودند.

گفتنی است در جریان این بازدید مدیریت آموزش وپرورش و پیمانکار مربوطه در خصوص اجرای طرح، پیشرفت فیزیکی و برخی موانع ومشکلات طرح و بعضی موارد لازم را گزارش دادند.






ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی

به گزارش روابط عمومی فرمانداری چایپاره، مددی مدیرکل آموزش فنی وحرفه ای استان آذربایجان غربی و هئیت همراه با محمدی ایروانلو فرماندار چایپاره در محل فرمانداری دیدار و گفتگو کرد.

قابل ذکر است در این دیدار در خصوص مسائل پیرامون آموزش فنی و حرفه ای، نبود ساختمان مستقل و مناسب برای آموزش در شهرستان گفتگو و تبادل نظر کردند




ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
به گزارش چورس نیوز؛ بمناسبت هفته جهادکشاورزی طرح جوجه کشی با حضور محمدی ایروانلو فرماندار و جمعی از مسئولین شورای اداری شهرستان از طرح اشتغال صندوق کارآفرینی امید بهره برداری گردید.

محمدی ایروانلو در حاشیه افتتاح طرح جوجه کشی ضمن گفتگو با جوانان کارآفرین صندوق ، خدمات صندوق در راستای اشتغال را نمونه برجسته ای از حمایت دستگاههای اجرایی در تحقق اقتصاد مقاومتی در چایپاره دانست و از زحمات و تلاش های کارکنان صندوق شهرستان تقدیر و تشکر نمودند.

قابل ذکر است که  این طرح در قالب حمایت از توسعه وایجاد اشتغال پایدار مناطق روستایی و عشایر در روستای قره کندی از توابع بخش مرکزی با اعتبار بالغ بر 250میلیون تومان به بهره برداری رسید.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
به گزارش روابط عمومی فرمانداری چایپاره، اولین جلسه شورای اداری شهرستان با حضور محمدی ایروانلو فرماندار،امام جمعه شهرستان، کبیری نماینده مردم شهرستانهای چایپاره وخوی در مجلس شورای اسلامی،مهندس دانشجو مدیرعامل آب منطقه ای استان، مهندس جلیلی رئیس سازمان جهادکشاورزی استان و سایر اعضاء در سالن جلسات فرمانداری برگزارشد.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : جمعه 24 خرداد 1398
مهندسی بود که در تعمیر دستگاه های مکانیکی استعداد و تبحر داشت

او پس از۳۰ سال خدمت صادقانه با یاد و خاطری خوش باز نشسته شد
دو سال بعد، از طرف شرکت درباره رفع اشکال به ظاهر لاینحل یکی از دستگاه های
چندین میلیون دلاری با اوتماس گرفتند
آنها هر کاری که از دستشان بر می آمد انجام داده بودند
و هیچ کسی نتوانسته بود اشکال را رفع کند بنابراین....

نومیدانه به او متوسل شده بودند
که در رفع بسیاری از این مشکلات موفق بوده است.
مهندس، این ا مر را به رغبت می پذیرد. او یک روز تمام به وارسی دستگاه می پردازد
و در پایان کار، با یک تکه گچ علامت ضربدر روی یک قطعه مخصوص دستگاه می کشد
و با سربلندی می گوید: اشکال اینجاست
آن قطعه تعمیر می شود و دستگاه بار دیگر به کار می افتد.
مهندس دستمزد خود را ۵۰۰۰۰ دلار معرفی می کند.
حسابداری تقاضای ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفی می کند
و او بطور مختصر این گزارش را می دهد:
بابت یک قطعه گچ: ۱ دلار و بابت
دانستن اینکه ضربدر را کجا بزنم: ۴۹۹۹۹ دلار !



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 23 خرداد 1398
همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک شماره از دستگاه گرفت.

وقتی شماره اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته .

کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و...

ماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد..
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت " از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1398
یک شب نصرت رحمانی وارد کافه نادری شد و به اخوان ثالث گفت : من همین حالا سی تومن پول احتیاج دارم . اخوان جواب داد : من پولم کجا بود ؟ برو خدا روزی ات را جای دیگری حواله کند. نصرت رحمانی رفت و بعد از مدتی بر گشت و بیست تومان پول و یک خودکار به اخوان داد . اخوان گفت این پول چیه ؟....

تو که پول نداشتی . نصرت رحمانی گفت : از دم در ؛ پالتوی تو رو ورداشتم بردم پنجاه تومن فروختم . چون بیش از سی تومن لازم نداشتم ؛ بگیر ؛ این بیست تومن هم بقیه پولت ! ضمنا، این خودکار هم توی پالتوت بود



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 21 خرداد 1398
آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید

تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟
آهنگر سر به زیر اورد و گفت

وقتی که میخواهم وسیله آهنی بسازم،یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.سپس آنرا روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.اگر به صورت دلخواهم درآمد،می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود،اگر نه آنرا کنار میگذارم.
همین موصوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم که خدایا ، مرا در کوره های رنج قرار ده ،اما کنار نگذار



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 20 خرداد 1398
روزی حضرت موسی در خلوت خویش از خدایش سئوال می کند : آیا کسی هست که با من وارد بهشت گردد ؟ خطاب میرسد : آری ! موسی با حیرت می پرسد : آن شخص کیست ؟ خطاب میرسد : او مرد قصابی است در فلان محله ، موسی می پرسد : میتوانم به دیدن او بروم ؟ خطاب میرسد : مانعی ندارد !

فردای آن روز موسی به محل مربوطه رفته و مرد قصاب را ملاقات می کند و می گید : من مسافری گم کرده راه هستم ، آیا می توانم شبی را مهمان تو باشم ؟ قصاب در جواب می گوید : مهمان حبیب خداست ، لختی بنشین تا کارم را انجام دهم ، آن گاه با هم به خانه می رویم ، موسی با کنجکاوی وافری به حرکات مرد قصاب می نگرد و می بیند که او قسمتی از گوشت ران گوسفند را برید و قسمتی از جگر آنرا جدا کرد در پارچه ای پیچید و...

کنار گذاشت . ساعاتی بعد قصاب می گوید : کار من تمام است برویم ، سپس با موسی به خانه قصاب می روند و به محض ورود به خانه ، رو به موسی کرده و می گوید : لحظه ای تامل کن ! موسی مشاهده می کند که طنابی را به درختی در حیاط بسته ، آنرا باز کرده و آرام آرام طناب را شل کرد . شیئی در وسط توری که مانند تورهای ماهیگیری بود نظر موسی را به خودجلب کرد ، وقتی تور به کف حیاط رسید ، پیرزنی را در میان آن دید با مهربانی دستی بر صورت پیرزن کشید ، سپس با آرامش و صبر و حوصله مقداری غذا به  او داد ، دست و صورت او را تمیز کرد و خطاب به پیرزن گفت : مادرجان دیگر کاری نداری ، و پیرزن می گوید : پسرم ان شاءالله که در بهشت همنشین موسی شوی . سپس قصاب پیرزن را مجدداً در داخل تور نهاده بر بالای درخت قرارداده و پیش موسی آمده و با تبسمی می گوید : او مادر من است و آن قدر پیر شده که مجبورم او را این گونه نگهداری کنم  و از همه جالب تر آن که همیشه این دعا را برای من می خواند که " انشاء الله در بهشت با موسی همنشین شوی ! "
چه دعایی !! آخر من کجا و بهشت کجا ؟ آن هم با موسی !
موسی لبخندی می زند و به قصاب می گوید : من موسی هستم و تویقیناً به خاطر دعای مادر در بهشت همنشین من خواهی شد !


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 19 خرداد 1398

تصویر خبر
برگزاری جلسه شورای زکات باحضور امام جمعه، معاون فرماندار ، بخشداران، رئیس کمیته امداد و دهیاران در مورد نحوه جمع آوری زکات فطریه و کفارات


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
به گزارش روابط عمومی فرمانداری چایپاره، محمدی ایروانلو فرماندار به همراه حاتمی شهردار قره ضیاءالدین و هئیت همراه از محل احداث مجتمع آبدرمانی و استخر شهرستان چایپاره بازدید نمودند.

محمدی ایروانلو در این بازدید گفت، باید از تمام ظرفیت‌های شهرستان جهت فعال کردن بخش خصوصی برای ارائه خدمات ورزشی به نحو احسن استفاده کنیم  چون که یکی از سیاست‌ های دولت جهت توسعه زیرساخت‌ها و امکان ورزشی، استفاده از بخش خصوصی و واگذاری قسمتی از کار‌ها به بخش خصوصی می‌باشد.

قابل ذکر است که احداث استخر شنای سرپوشیده شهر قره ضیاءالدین در زمینی به مساحت 2105 متر مربع با اعتباری بالغ به مبلغ 2/5 میلیارد تومان با مشارکت شهرداری وبخش خصوصی در سال 1398 آغاز شده که در طوی یکسال مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : جمعه 17 خرداد 1398

نمی دانم چرا مردم مرا خسیس می پندارند.

کشیش گفت:

بگذار حکایت کوتاهی از یک گاو و یک خوک برایت نقل کنم.

خوک روزی به گاو گفت: مردم از طبیعت آرام و چشمان حزن انگیز تو به نیکی سخن می گویند و تصور می کنند تو خیلی بخشنده هستی. زیرا هر روز برایشان شیر و سرشیر می دهی.


اما در مورد من چی؟...

من همه چیز خودم را به آنها می دهم از گوشت ران گرفته تا سینه ام را. حتی از موی بدن من برس کفش و ماهوت پاک کن درست می کنند. با وجود این کسی از من خوشش نمی آید. علتش چیست؟

می دانی جواب گاو چه بود؟

جوابش این بود:

شاید علتش این باشد که

"هر چه من می دهم در زمان حیاتم می دهم"



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 16 خرداد 1398
سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج میبرد.


ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بودکه او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بودو هنوز نیاز به مراقبت پزشکی داشت.پزشک معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و پرسید آیا برای بهبودی خواهرت مایل به اهدای خون هستی؟؟


برادر خردسال اندکی تردید کرد و....

سپس نفس عمیقی کشید و گفت:بله من اینکار را برای نجات لیزا انجام خواهم داد.

در طول انتقال خون کنار تخت لیزا روی تختی دراز کشیده بودو مثل تمامی انسان ها که با مشاهده اینکه رنگ به چهره خواهرش باز میگشت خوشحال بود و لبخند میزد.سپس رنگ چهره اش پریده بیحال شده و لبخند بر لبانش خشکید.

نگاهی به دکتر انداخته و با صدای لرزانی گفت:آیا میتوانم زودتر بمیرم؟؟؟

پسر خردسال به خاطر سن کمش توضیحات دکتر معالج را عوضی فهمیده بود و تصور میکرد باید تمام خونش را به لیزا بدهدو با شجاعت خود را آماده مرگ کرده بود



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ