تبلیغات
چورس روستای تاریخی و گردشگری - مطالب یوسف غیورزاده چورسی
چورس روستای تاریخی و گردشگری
دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش راکنیم آباد

مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 28 شهریور 1397
به "زُبیر"میگفتن سیف الاسلام،
مِنّا اَهلُ البَیت، فقط زُبیر بود که تو تشییع جنازه ی حضرت زهرا"س"شرکت داشت،با شمشیرش چه گره هایی رو تو راه اسلام باز کرد؟

به"ابن ملجم"میگفتن شیعه ی امیرالمومنین،
خودش به امیرالمومنین گفت حُبّ و عشق توست که تو خون و رگ من هست...

"شمر"جانباز جنگ صفین بود که داشت به درجه ی رفیع شهادت میرسید؛
میدونی که وقتی وارد قتلگاه شد زانو هاش رو بسته بود؟از بس که نماز شب خونده بود زانوهاش پینه شتری بسته بود.

میدونستیدکه "عمرسعد"روز عاشورا نماز صبحش رو که تموم کرد"قُربتً اِلی الله"گفت و اولین تیر رو به سوی خیمه ی"سیدالشهدا"نشونه زد؟

میدونستید که همه ی اونایی که اومدن کربلا مسلمون بودن و اهل نماز و روزه؟
همشونم "قربت الی الله"گفتن و اومدن برای کشتن" سیدالشهدا"...

"زهیر بن قین"عثمانی مسلک بود و اومد برای یاری ابی عبدالله!

"شمربن ذی الجوشن"هم نماز شبش ترک نمیشد ولی اومد برای کشتن ابی عبدالله...

بصیرت نداشته باشیم... خسر الدنیا والاخره می شیم...



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 25 شهریور 1397
افرادی هستند که چون نام مرگ برده می شود میگویند: بس کنید. خدا چنان روزی را نیاورد.
و یا چون از کنار قبرستان رد می‌شوند روی خود را بر میگردانند!
گویی که قرار است در این دنیا جاودانه بمانند!!
حضرت علی ع در این خصوص کلام بسیار دقیق و عمیقی گفته‌اند که درسی است برای این افراد:

چگونه غافل می شوید از چیزی که هرگز از شما غافل نمی شود
و چگونه طمع دارید در چیزی که هیچگاه به شما مهلت نمی‌دهد

#نهج_البلاغه_خطبه١٨٨

طمع در اینجا به معنای این است که بعضی هستند مایلند، عزرائیل به آنها رحم کند و به آنها مهلت دهد و مرگ به این زودیها به سراغ آنها نیاید، در حالی که این طمع،‌ طمعی احمقانه هست، زیرا مرگ اگر بیاید راه فراری برای کسی نیست!!!



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی

دهیار محترم متشکریم



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : شنبه 24 شهریور 1397


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : شنبه 24 شهریور 1397


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 شهریور 1397


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 18 شهریور 1397
ابراهیم تیمی نقل می کند:
در حال طواف خانه خدا بودم
که امام صادق علیه‌السلام کنارم آمد
و فرمود :

«پاداش طواف خانه خدا ،
ثبت هزاران ثـواب
و محو هزاران گناه است .

اما آیا می خواهی عملی را برایت بگویم
که ثوابی بالاتر از طواف دارد ؟!

«همانا ثواب برآوردن حاجت دیگران ،
از ده مرتبه طواف خانه خدا بیشتر است.»

#مستدرك_الوسائل_ج١٢ص٤٠٧


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
گفتگوی ویژه دکتر کبیری با برنامه "خانه ملت" صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی

امشب ساعت ۲۱:۰۳ از شبکه استانی

موضوع: بررسی مسائل ملی، استانی و شهرستانی



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 14 شهریور 1397
وقتى که حاتم.طایى از دنیا رفت، برادرش خواست جاى او رابگیرد.

حاتم مکانى ساخته بود که هفتاد در داشت.
هر کس از هر درى که مى خواست وارد مى شد و از او چیزى طلب مى کرد و حاتم به اوعطا مى کرد.

برادرش خواست در آن مکان بنشیند و حاتم بخشى کند!
مادرش گفت:
تو نمى توانى جاى برادرت را بگیرى،
 بیهوده خود رابه زحمت مینداز...!!

برادر حاتم توجه نکرد.
مادرش براى اثبات حرفش،
لباس کهنه اى پوشید و به طور ناشناس نزد پسرش آمد و چیزى خواست.

وقتى گرفت از در دیگری رجوع کرد و باز چیزى خواست.
برادر حاتم با اکراه به او چیزى داد.

چون مادرش این بار از در سوم بازآمد و چیزى طلب کرد،
برادر حاتم با عصبانیت و فریاد گفت: تودوبار گرفتى و بازهم مى خواهى؟
 عجب گداى پررویى هستى!

مادرش چهره خود را آشکار کرد و گفت: نگفتم تو لایق این کارنیستى؟

من یک روز هفتاد بار از برادرت به همین شکل چیزى خواستم و او هر بار مرا رد نکرد.

بزرگان زاده نمی‌شوند٬ ساخته می شوند.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 11 شهریور 1397

یك شب شاه عباس با لباس مبدل در كوچه های شهر میگشت كه به سه  دزد برخورد كردكه قصد دزدی داشتند
شاه عباس وانمود كردكه اوهم دزداست و ازانان خواست كه او راوارددارودسته خودكنند
دزدان گفتندماسه نفرهریك خصلتی داریم كه به وقت ضرورت به كارمیآید
شاه عباس پرسیدچه خصلتی ؟

یكی گفت من ازبوی دیوارخانه میفهمم كه درآن خانه طلاوجواهرهست یانه و به همین علت به كاهدان نمیزنیم . دیگری گفت من هم هر كس را یك بار ببینم بعداً در هرلباسی او را میشناسم
دیگری گفت من هم از هردیواری میتوانم بالا بروم
از شاه عباس پرسیدند تو چه خصوصیتی داری كه بتواند به حال ما مفید باشد ؟
شاه فكری كرد و گفت من اگر ریشم را بجنبانم كسی كه زندانی باشدآزاد میشود
دزدها او را به جمع خودپذیرفتندوپس از سرقت طلاها را در محلی مخفی كردند .
فردای ان شب شاه دستور داد كه ان سه دزد را دستگیر كنند . وقتی دزدها را به دربار آوردند آن دزدی كه با یك بار دیدن همه را باز میشناخت فهمید كه پادشاه رفیق شب گذشته انها است پس
این شعر را خطاب به شاه خواند كه :

ما همه كردیم كار خویش را
ای بزرگ اخر بجنبان ریش را


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 5 شهریور 1397
 با دعوت و پیگیری‌های #دکترکبیری 
همزمان با هفته دولت، وزیر ارشاد و استاندار آذربایجان‌غربی،امروز بعدازظهر در جلسه‌ی شورای‌اداری شهرستان چایپاره حضور خواهند یافت.



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
باسلام پیرومشکلات پیش آمده درخصوص قطعیهای تلفن مشترکین محترم خانگی روستای چورس پیگیریهای لازم ازمخابرات توسط دهیاری وشورای اسلامی بعمل آمدوسیستم رادیویی مخابرات چورس بامشکل مواجه بوده وکارشناسان مربوطه درصدد رفع مشکل میباشندوسیستم ازطریق خوی وصل گردیده وبه گفته مسئول محترم مخابرات چورس فعلامشکل حل گردیده است

دهیار محترم روستای تاریخی و گردشگری چورس



ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


آقایان و خانم های پزشک چورسی

 
۱-ناصر اصلان آبادی متخصص قلب
۲- سعید اصلان آبادی فوق تخصص کودکان
۳-حسن اصلان آبادی متخصص داخلی
۴-فیروز پورحیم متخصص دیابت
۵-زهرا متولی متخصص طب فیزیک
۶-لیلا متولی متخصص زنان زایمان
۷-فاطمه محمدرضایی عمومی
۸-هاتف ملازاده دندانپزشک
۹-سمیرا مظاهری داروسازی
۱۰-مرحوم حمید شکورزاده عمومی
۱۱-خانم اشرفی،متخصص زنان زایمان
۱۲-حسن بهروان متخصص دندانپزشک
۱۳-خانم پورمحمد پزشک عمومی
۱۴-خانم اشرفی دندانپزشک
۱۵-امیر شکورزاده دندانپزشک
۱۶-مهدی سید اشرفی متخصص فک و صورت
۱۷-میرحجت سیداشرفی متخصص گوش حلق بینی
۱۸-فرهاد رنجدوست داروسازی
۱۹-سمیرا عبدالهی متخصص بیهوشی
۲۰-سونیا عبدالهی متخصص طب اورژانسی
۲۱-یحیی فکری اول متخصص داخلی
۲۲-جواد فکری اول عمومی
۲۳-الهام دهقانی عمومی
۲۴-خانم پورمحمد عمومی
۲۵-زهرا جعفرپور عمومی
۲۶-بهزاد فیاض پور دندانپزشک
۲۷-پریسا اسحقی عمومی
۲۸-جعفر جعفرپور عمومی
۲۹-خانم جعفرپور دارو ساز
۳۰-آیسان ولی نژاد دانشجوی پزشکی
۳۱-میلادحسین پور دانشجوی پزشکی
۳۲-محمد متولی دانشجوی پزشکی
۳۳-آقای رضاپور دانشجوی پزشکی
۳۴-مرضیه آهنگری دانشجوی پزشکی
۳۵-مرضیه حسینی دانشجوی،
دندانپزشکی
۳۶-حسین واحدی چورسی  دانشجوترم اخر دندانپزشکی
۳۷-سمیه پورمهدی چورسی  بیهوشی
۳۸- آرش اصلان آبادی دانشجوی پزشکی
۳۹- سینا اصلان آبادی دانشجوی پزشکی
۴۰-علی روستایی دانشجوی پزشکی
۴۱-حمزه جعفرپور دکترای تغذیه
۴۲-ناصر طاهری عمومی
۴۳-حورا اسحقی داروسازی
۴۴-مینا احمدزاده مامایی
۴۵-لیلا شکوری مامایی
 ۴۶-بتول شکوری بیهوشی
۴۷- سودا صادقپور مامایی
۴۸- رویا زینالزاده مامایی
۴۹-حسین احمدپور دندانپزشک
۵۰-کیوان جاویدنیا متخصص پوست
۵۱-علی جاویدنیا داروسازی 
 ۵۲-فایزه جاویدنیا دانشجوی پزشکی
 ۵۳-لادن حفظ اللسان دانشجو دندانپزشکی
 ۵۴-آیلین حفظ اللسان دانشجوی پزشکی
  ۵۵-فاطمه صادقی پور دانشجوی پزشکی
۵۶-اکبر سلطانبیگی بیهوشی
۵۷-جهانگیر رستمی آزمایشگاه
۵۸-مینا احمدپور دانشجوی دامپزشکی
۵۹-رضا جعفری عمومی
۶۰-افشین آهنگری علوم آزمایشگاهی
۶۱-منصوره شکورزاده عمومی
۶۲-حورا قمری دانشجوی پزشکی

اگر عزیزی ازپزشکان چورسی فراموش
 شده همراهان بزرگوار لطفا پیام بدن تا در لیست قرار دهیم.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1 شهریور 1397
هرگز از حرفهایی كه مردم درباره تو می گویند نگران نشو.
هیچگاه كوچكترین توجهی به آن نشان نده.

همیشه فقط به یك چیز فكر كن:
« داور خداست. آیا من در برابر او روسفیدم؟ »
بگذار این معیار قضاوت زندگی تو باشد
تا بی راهه نروی...

تو باید روی پای خودت بایستی و تنها ملاحظه ات این باشد كه :‌
«‌هر کاری انجام می دهم باید مطابق شعور خودم باشد. تصمیم گیرنده باید آگاهی و شعور خودم باشد. » ‌
آنگاه خدا داور تو خواهد بود.


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 31 مرداد 1397
پادشاهی تصمیم گرفت پسرش را جای خود بر تخت بنشاند، اما بر اساس قوانین کشور پادشاه می بایست  متاهل باشد.
پدر دستور داد یکصد دختر زیبا جمع کنند تا برای پسرش همسری انتخاب کند. آنگاه همه دخترها را در سالنی جمع کرد و به هر کدام از آنها بذر کوچکی داد و گفت: طی سه ماه آینده که بهار است، هر کس با این بذر زیباترین گل را پرورش دهد عروس من خواهد شد. دختران از روز بعد دست به کار شدند
و در میان آنها دختر فقیری بود که در روستا زندگی می کرد. او با مشورت کشاورزان روستایش بذر را در گلدان کاشت، اما در پایان 90 روز هیچ گلی سبز نشد. خیلی ها گفتند که دیگر به جلسه نهایی نرو، اما او گفت: نمی خواهم که هم ناموفق محسوب شوم و هم ترسو!
روز موعود پادشاه دید که 99 دختر هر کدام با گلهایی زیبا آمدند، سپس از دختر روستایی دلیل را پرسید و جواب را عیناً شنید. آنگاه رو به همه گفت عروس من این دختر روستایی است! قصد من این بود که صادق ترین دختر بیابم! تمام بذر گل هایی که به شما داده بودم عقیم و نابارور بود، اما همه شما نیرنگ زدید و گلهایی دیگر آوردید، جز این دختر که حقیقت را آورد.

زیباترین منش انسان راستگویی است


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 مرداد 1397
سال۱۳۱۸
از راست به چپ

حاج محمد حسین حاجی زاده- یعقوب شهیدی ماکویی
حاج ابراهیم ابراهیم زاده-اسماعیل خان داوران
حاج ابراهیم حدیدی- حاج علیرضا حاجی زاده- حاج محمد صفری





ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
جامعه بزرگ کارکنان و کارمندان چورس در کلیه ادارات دولتی
لطفادر ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
برچسب ها: چورس، مفاخرچورس، دکتر اصلان آبادی، کارکنان و کارمندان چورسی، احداث هتل در چورس،
ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
  آقایان ....
نقی عباسلویی
 وقادرجعفرپور


خبر، بوی پیراهن شمابود؛ که بر شانه های نسیم، در کوچه ها و خیابان‌ها چرخید و دلهای پیر را جوان کرد و به چشم‌های بیقرار، توان دیدار بخشید.

...وشما آمدید! کمی نحیف و شکسته. کمی پیر، اما با دلی به وسعت آسمان. سرشار از نشاط و ایمان.

...و شما آمدید!‌ با حلقه‌های گل بر گردن. بر شانه‌های باد و جاری در عطر نسیم.

..و شما آمدیدو خاک خون رنگ میهن، بر پاهایتان بوسه زد و شما به خاک افتادید و تمام ایران را در آغوش گرفتید.

...و شما آمدید و از مهران تا جماران را بوسه کاشتید. و با اشکهایتان از جماران تا مرقد را شستشو دادید.

... و شما آمدید

سالهاست که آمده اید!‌ عزیز آزادگان من


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی


ارسال توسط یوسف غیورزاده چورسی
(تعداد کل صفحات:70)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ